به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل از جهان ،
جولانی که اخیرا به پوشش کت و شلوار غربی که حالا دیگر، یک پوشش متعارف جهانی است، علاقه پیدا کرده، گویا به فلسفه سیاسی غرب هم که اتفاقاً آن هم جهانی شده، علاقه مند شده است! ابو محمد الجولانی، فرمانده پیشین القاعده سوریه و لیدر بزرگترین گروه تروریستی سوری، اخیراً گفته است: «سوریه باید متحد بماند و باید یک قرارداد اجتماعی بین دولت و همه طایفهها وجود داشته باشد تا عدالت اجتماعی را تضمین کند.»
گویا جولانی درکنار آموزش اصول خودانفجاری، ساخت خودروهای انتحاری، جهاد نکاح، مبانی نظری ذبح کودک و...، آموزههای هابز و جان لاک را هم به تعلمیات خود افزوده است.
گرچه او ظاهراٌ از جهت آموزههای سیاسی هنوز عقبماندگیهایی دارد. چراکه مباحث مربوط «قرارداد اجتماعی» و «وضع طبیعی» و...، موضوعاتی بود که بیش از یک دهه پیش به آن پرداخته میشد. حداقل در داخل ایران که چنین بود و اصلاحطلبان عمدتاً در دهه هفتاد و هشتاد به آن میپرداختند.
اما مباحث جدید امروز علوم سیاسی، گویا بر محور «خیر و شر عمومی» قرار دارد. این را از روزنامههای اصلاحطلب هم میشود فهمید که هر از چندگاهی با عنوان «خیر عمومی» جمله سازی و انشانویسی میکنند. لذا به جناب جولانی توصیه میشود جهت بروزرسانی موضوعات فلسفه سیاسی، از عنوان «خیر عمومی» هم در سخنرانیهای بعدی خود استفاده کند.
جولانی، تروریستی که تا چندسال پیش به عنوان یکی از تئوریسینهای خشونت، تکفیر و سلفیت، آیات قرآن را به طور صحیح قرائت میکرد و به شکل غلط تفسیر؛ حالا رو به سوی مبانی دولت مدرن آورده و نه تنها در بیان خود جانب احتیاط و ظرافت را رعایت میکند، بلکه در مفهوم نیز چنان دقیق از قرارداد اجتماعی به عدالت اجتماعی میرسد که گویی روسو درحال تعلیم فلسفه است.
فارغ از اهمیت فلسفه سیاسی غرب نزد غربیها، غربگراها، و تروریستها، حلقه مفقوده منشاء تروریسم جهانی شاید همین باشد. فقط باید منتظر میماندیم تا تروریسم به خویشتن خویش بازگردد.
امروز کسی شکی ندارد که القاعده توسط آمریکاییها تاسیس شد. همانطور که ترامپ شک ندارد اوباما و کلینتون، برای اینکه از جمهوریخواهان عقب نمانند، داعش را تاسیس کردند. جولانی هم در ادوار مختلف هر بار از یک گروه تروریستی آمریکا ساخته به یک گروه تروریستی آمریکا ساخته دیگر رفته است. در نهایت هم با حمایت آمریکاییها توانست گروه تروریستی خود را تاسیس و سوریه اشغال کند.
حالا که برای اولین بار یک گروه تروریستی توانسته انتظارات آمریکاییها را برآورده کرده و قدرت را در یکی از کشورهای منطقه قبض کند، به او اجازه دادند تا ماسک خود را از صورت بردارد و جایگاه سیاست در تمدن غربی را به نمایش بگذارد.
فرقی نمیکند بن لادن و ابوبکر البغدادی یا ابومحمد الجولانی، اگر هر کدام از آن دو دیگری توانسته بود در یک جایی از منطقه، کشوری را تصرف و قدرت را به دست بگیرد، او هم اجازه مییافت کت و شلوار بر تن کند و در رسای فلسفه سیاسی مدرن، سخنرانی کند. اما فقط جولانی خوش شانس بود که توانست بر اسد فائق آید.
باید منتظر ماند و دید که او آیا در مورد دموکراسی، آزادی بیان، جامعه مدنی، رکن چهرم دموکراسی و آزادی رسانه و... هم سخن میپراکند یا خیر!



